تبليغاتX
عاشقانه ها-وبلاگ یک بیرمی


عاشقانه ها-وبلاگ یک بیرمی

بیرم شهری در جنوب استان فارس...الماس وجودت بر شیشه ی دلم خطی کشید که پاک کردنش بدون شکستن ممکن نیست

بیائیم نخندیم . . .

بیائیم نخندیم . . .

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب

نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.

نخند

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه باکلاه صورتش رابادمی زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته ودرکوچه ها جارمی زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که درخیابانی شلوغ ماشینش پنچرشده،

به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگرنمایشی،

نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خود وخانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده


نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط صفدر| |

لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد که در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این ایمیل مرور می کنیم :

۱. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن.

۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.

۳. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.

۴. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار.

۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن.

۶. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.

۸. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن.

۹. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش.

۱۰. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو.

۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.

۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.

۱۳. سخن به اندازه بگو.

۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن.

۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.

۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.

۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن.

۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.

۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.

۲۰. در کسب و کار نیک جدّی باش.

۲۱. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.

۲۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.

۲۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.

۲۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.

۲۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.

۲۶. یاران و آشنایان را احترام کن.

۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.

۲۸. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.

۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.

۳۰. کمتر از درآمدی که داری خرج کن.

۳۱. در همۀ امور میانه رو باش.

۳۲. گذشت و جوانمردی را پیشه کن.

۳۳. هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.

۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.

۳۵. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن.

۳۶. هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن.

۳۷. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.

۳۸. سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر.

۳۹. در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن.

۴۰. با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو.

۴۱. به هنگام سخن متین و آرام باش.

۴۲. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده.

۴۳. آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.

۴۴. هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده.

۴۵. نا آموخته استادی مکن.

۴۶. با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار.

۴۷. چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش.

۴۸. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

۴۹. هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.

۵۰. کار ناکره را کرده خود مدان.

۵۱. کار امروز را به فردا مینداز.

۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مکن.

۵۳. با بزرگان سخن طولانی مگو.

۵۴. کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند.

۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.

۵۶. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن.

۵۷. کار خوب دیگران را کار خود نشان مده.

۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.

۵۹. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن.

۶۰. هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن.

۶۱. خودخواه و متکبر مباش.

۶۲. در حضور ایستادگان منشین.

۶۳. در حضور دیگران دندان پاک مکن.

۶۴. با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن.

۶۵. به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار.

 
۶۶. حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن.

 
۶۷. در مجالس انگشت در بینی مینداز.

 
۶۸. کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن.

 
۶۹. هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن.

 
۷۰. با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو.

 
۷۱. سخن گفته شده را تکرار مکن.

 
۷۲. از شوخی و مزاح خود کمتر کن.

 
۷۳. از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن.

 
۷۴. از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن.

 
۷۵. از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن.

 
۷۶. حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار.

 
۷۷. در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن.

 
۷۸. از مردگان به نیکی یاد کن.

 
۷۹. از خصومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن.

 
۸۰. با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن.

 
۸۱. نان خود را بر سفره ی دیگران مخور.

 
۸۲. در هیچ کاری شتاب مکن.

 
۸۳. برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور.

 
۸۴. به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو.

 
۸۵. از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار.

 
۸۶. در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر.

 
۸۷. سخن و کلام دیگران را قطع مکن.

 
۸۸. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن.

 
۸۹. در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر.

 
۹۰. مهمان را به هیچ کاری دستور مده.

 
۹۱. با دیوانه و مست سخن مگو.

 
۹۲. برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز.

 
۹۳. در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن.

 
۹۴. در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن.

 
۹۵. ادب و تواضع را هیچگاه فراموش مکن.

 
۹۶. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.

 
۹۷. بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش.

 
۹۸. خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن.

 
۹۹. با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش.

 
۱۰۰. با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش.

 
۱۰۱. در مال و مقام دیگران طمع مکن.

 
۱۰۲. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو.

 
۱۰۳. بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار.

 
۱۰۴. عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن.

 
۱۰۵. عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان.

 
۱۰۶. اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن.

 
۱۰۷. سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان.

 
۱۰۸. بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن.

 
۱۰۹. خود را با ستم سلاطین شریک مگردان.

 
۱۱۰. دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار.



و اما اینهم

جدیدترین وصیتنامه لقمان حکیم به فرزندش

( به زبـان طنــز )
 

پسرم! گروهی، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان بی امانی. پس در احترام، اندازه نگهدار.

پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. پس خون خودت را کثیف نکن. ضمنا چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش یکوقت ادعای ارث نکنند.

پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد، دوستی مکن.

پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز ...


پسرم! در پیاده رو که راه می روی، از کنار برو. ملت می خواهند از کنارت رد شوند.

پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند، تو برای شفایشان گریه کن.


پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چون پس فردا گندش درمی آید و حالا خر بیار و معرکه بارکن.

پسرم! اگر به ناچار به جریانی متمایل شدی، جایی برای نفس کشیدن خود و رقیبت بگذار. نه او را چنان به زمین بکوب و نه خود را چنان بالاببر. دیرزمانی نیست که جایتان عوض شود.


پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن.

هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی را به خاطر مواضعش مرنجان.


پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند.

پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک و راست بگو هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش.


پسرم! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند.

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی، آی سی دی ال را و حداقل پاور پوینت را فرا بگیر.


پسرم! اگر در اداره ای استخدام شدی هرچه دستمال از جیب هایت داری دور بریز. آب بینی ات را با پیراهن تمیز کنی بهتر است تا کسی دستمال در دستت ببیند.

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه، خود دانی.


پسرم! در ضمن، به هر کسی بی خودی لقب استاد عنایت مکن. استاد باید خودش بیاید، زورکی که نیست.

پسرم! از فیلم های تکراری رنجیده خاطر مشو! حتما حکمتی در آن است.


پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری.

هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار را می شناسی خودت را به نفهمی بزن.


پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم.

پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت.


پسرم! می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست چون آینده نگری خوب چیزیه.


هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو، اگر رفتی از مملکتت.

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.


پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

پسرم! نامزد انتخابات شدی، اول یا داماد لُرها شو یا تُرک ها که تو را در انتخابات تنها نگذارند.


هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ … خودت نقطه چین ها رو پر کن.

پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.


پسرم! شهر ما خانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول اتاقت رو از این ریخت در بیار.

هان ای پسر! به اقوام و ملل جهان هرگز حسادت مکن چون عنقریب است که تو هم جهانی شوی.


فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.

نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط صفدر| |

هنوز هم هستند دخترانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . .
بكرند . . .
نابند . . .
احساساتشان دست نخورده است ،
لمس نشده اند ،
... ... باور نكرده اند ،
تحقیر نشده اند ،
آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند !
روزی كه قرار می شود كنار گوش كودكی لالایی بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمی شود !
و زیر آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست كه با رویای دیگری سر كنند....!!!

نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط صفدر| |

حقوق مادام العمر برای مدیران سیاسی !

مجلسی ها ! رویتان می شود این مصوبه را برای مردم تعریف کنید؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مگر غیر از این است که اکثر شما نماینده ها بعد از دوران نمایندگی وارد مناصب مدیریتی دولتی می شوید؟ از معاون رئیس جمهور گرفته تا وزیر و معاون وزیر و استاندار می شوید و دو سال که در این سمت ها بودید،‌ تا دم مرگ از کیسه مردم، حق و حقوق(!) آن دو سالی را بر می دارید که در همان دو سال هم دستمزدش را گرفته اید! بی دلیل نیست که فقط 16 نفرتان به این موضوع رأی منفی داده اید.


عصرایران ؛ جعفر محمدی : با رای مجلس شورای اسلامی به یک استفساریه، از این پس با حداقل دو سال پست سیاسی، می توان 80درصد حقوق مدیریتی را الی الابد دریافت کرد!

بر اساس این تصمیم که با اصرار اولیه حدود 120 نماینده و همراهی اکثریت مجلس اتخاذ شد کسانی که حداقل دو سال در پست های سیاسی باشند، در صورتی که از این پست ها برکنار شده یا کناره گیری کنند، در صورتی که به سمت پایین تر منصوب شوند و حقوقشان کمتر از 80 درصد قبل باشد، باید ما به التفاوت حقوق به گونه ای به آنها پرداخت شود که از 80 درصد فوق العاده پرداخت حقوق برخوردار شوند.
نمایندگان مجلس همچنین مقرر کردند که بازنشستگان این مناصب نیز از این دریافتی دائمی برخوردار باشند. البته این مصوبه شامل مدیران و مسئولان سیاسی دولت های قبل نمی شود و از این پس لازم الاجراست.

در این نوشتار وارد نقد ماهوی مصوبه اخیر - که قطعاً جزو شاهکار(!)های مجلس هشتم است - نمی شویم و فقط چند سوال کوچک از نمایندگان می پرسیم هر چند که می دانیم نه جوابی خواهند داد و نه اصولاً گوششان بدهکار حرف حق است ؛‌ اما هیچ کدام از این ها باعث نمی شود صم و بکم، تنها نقش تماشاچی را داشته باشیم تا برخی آقایان و خانم های نماینده تصور کنند که ملت و رسانه هایشان نمی فهمند!

1.
کدام یک از شما نماینده ها جرأت دارد و اساساً رویتان می شود که حوزه انتخابیه تان بروید و به مردم بگویید که چنین چیزی را تصویب کرده اید؟ مخصوصاً‌ که در ماههای منتهی به انتخابات هم هستیم و حضرات بیش از پیش به خدمت مردم شرفیاب خواهید شد! همین که نمی توانید این مصوبه را برای مردم تعریف کنید، برای اثبات ضدمردمی بودنش کافی است.

مگر شما مثلاً‌ وکیل مردم نیستید و نباید مطالبات آنها را پیگیری کنید؟ در کل این 75 میلیون ایرانی چند نفرشان این مطالبه را داشته اند که بروید و برای سیاستمداران حقوق مادام العمر تصویب کنید؟ مردم چقدر باید از دست شما اعصابشان خرد شود؟

2.
آیا جز این است که این مصوبه را برای فردای خودتان تصویب کرده اید؟ بله! درست است که در مصوبه آورده اید مدیران سیاسی دولتی از این موهبت برخوردار می شوند ولی مگر غیر از این است که اکثر شما نماینده ها بعد از دوران نمایندگی وارد مناصب مدیریتی دولتی می شوید؟ از معاون رئیس جمهور گرفته تا وزیر و معاون وزیر و استاندار می شوید و دو سال که در این سمت ها بودید،‌ تا دم مرگ از کیسه مردم حق و حقوق(!) آن دو سالی را بر می دارید که در همان دو سال هم دستمزدش را گرفته اید! بی دلیل نیست که فقط 16 نفرتان به این موضوع رأی منفی داده اید.

مصوبه نان و آبداری است؛ ‌مبارکتان باشد ولی بدانید چیزی هم به اسم حلال و حرام و قبر و قیامت وجود دارد و باید ریال به ریال این پول ها را به ده ها میلیون صاحب حق، بر سر پل صراط جواب پس بدهید.
البته شما می توانید؛‌ کاری که ندارد فوقش یک استفساریه هم برای آنجا در نظر می گیرید!

3.
اگر روز انتخابات،‌ شرکت مردم در پای صندوق های رأی آن طوری که باید نباشد،‌ یکی از دلایلش خود شماها هستید که با این کارهایتان مردم را از جایی که قرار بود "خانه ملت"‌ باشد، ناامید می کنید.
مردم منت گذاشته و به شما اعتماد کرده و رأی داده اند که بروید مجلس و مشکلاتشان را حل کنید ولی وقتی می بینند که این قبیل مصوبات شرم آور و ضدمردمی از مجلس بیرون می آید دیگر چه امیدی می توانند داشته باشند؟ بنابراین هر چه زودتر خطای خود را جبران کنید و این مصوبه ننگین را از دامن مجلس بزدایید.

و در پایان از شورای نگهبان انتظار می رود این آپارتاید را مردود اعلام کند چه آنکه به دلیل تبعیض آمیز بودن و ماهیت ناعادلانه اش هم با اسلام مخالف است و هم با قانون اساسی و هم خراشنده وجدان عمومی جامعه است. برای جمهوری اسلامی که مسوولانش راست می روند و چپ می آیند خود را نوکر و خدمتگزار مردم معرفی می کنند زشت است که مدیران سیاسی اش با دو سال صاحب منصبی مادام العمر به بیت المال وصل شوند. واقعاً این بود آرمان های ما؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 11:14 قبل از ظهر توسط صفدر| |

عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد

رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد

عید قربان به حقیقـــت...زخــــــداوند کریم

بر کویــــر دل ما...نعــــــــــــمت باران آمد

نقش در سینه ی این خاک.. گلستان آمد

آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد

جای آن ذبح عظیمی که به قربــــان آمد

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط صفدر| |

 زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.

 زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.

 زندگی، بغض فـروخورده نیست.

 زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.

 زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.

 زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.

 زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

 زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.

 زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.

 زندگی، شـــوق وصال یار است.

 زندگی، لحظه دیدار به هنگامـــه یاس.

 زندگی، تکیه زدن بر یــار است.

 زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.

 زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.

 زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.

 زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.

 زندگی، اوج درخشندگــــی مهتــاب است.

 زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.

 زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.

 زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.

 زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، كه چقدر شیـــرین است.

 زندگی، خاطره یک شب خوش، زیر نور مهتاب، روی یک نیمکت چوبی سبز، ثبت در سینه است.

 زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.

 زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.

 زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.

 زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.

 زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1390ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط صفدر| |


با سه هزار میلیارد تومان چه کارها که نمیشه کرد ...


در ابتدا خبر کوتاه بود: "اختلاس سه‌هزار میلیارد تومان توسط یک نفر از بانک‌های ایران" ! گرچه این فساد مالی در ابتدا آنقدر عجیب و غیرقابل باور بود و با انکار و تکذیب های برخی افراد این ناباوری را دوچندان می کرد ولی با تأیید مسئولان بانکی کشور همگان را در شوک فرو برد که چطور امکان سوء استفاده گروه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا از ابزارهای تأمین مالی بانکی بوجود آمده و چگونه یک نفر توانسته در چنین حجم گسترده ای از منابع کشور اختلاس کند؟!

بگذریم که هنوز ابعاد این موضوع به طور كامل منتشر نشده و مشخص هم نیست که از کی این پروژه آغاز گردیده و مهمتر اینکه چگونه لو رفته است. اما از چگونگی این اختلاس کم سابقه و بزرگ که بگذریم با نگاهی مقایسه‌ای و برای درک عمق فاجعه می‌توان چرتکه ای ساده انداخت و فهمید که با 3.000.000.000.000 تومان چه کارها که نمبشود کرد ...

- می‌توان ۳۰ هزار واحد آپارتمان ۵۰ متری خریداری کرد.

میانگین قیمت هر متر در تهران دو میلیون تومان است.


- می‌توان ۶۷ میلیون فقره به افراد تحت پوشش کمیته امداد پرداخت کرد.


حقوق ماهانه‌ی هر تحت پوشش ۴۵ هزار تومان است.


- می‌توان ۳۵۳ هزار پراید خریداری کرد.


قیمت هر پراید حدود هشت ‌میلیون و ۵۰۰هزار تومان است.


- می‌توان ۴۲۸ هزار و ۵۷۱ وام خودرو پرداخت کرد.


بانک‌ها اغلب وام هفت‌میلیون تومانی برای خرید خودرو می‌دهند.


- می‌توان ۶۰۰ هزار شغل خانگی ایجاد کرد.


برای اشتغال خانگی پنج‌میلیون تومان وام داده می شود.


- می‌‌توان ۱۰۰ هزار شغل پایدار ایجاد کرد.


برای ایجاد هر شغل پایدار ۳۰‌میلیون تومان باید هزینه کرد.


- می‌توان به ۹ میلیون و ۸۲ هزار و ۶۵۲ کارگر حقوق پرداخت کرد.


حداقل حقوق کارگران برای سال ۹۰ چیزی نزدیک ۳۳۰هزار و ۴۰۰تومان است.


- می‌توان شش‌بار صنعت نساجی را نوسازی کرد.


برای نوسازی صنعت نساجی به ۵۰۰‌میلیون دلار نیاز است.


- می‌توان ۱۲میلیون دانش‌آموز را تحت پوشش قرار داد.


سرانه هر دانش‌آموز با محاسبه انرژی ۲۵۰هزار تومان محاسبه شده است.


- می‌توان طی دو سال، شهروندان ایرانی را بطور رایگان درمان کرد.


سرانه درمان برای ایران پنج‌درصد حداقل حقوق کارگران است.


- می‌توان ۲۷میلیون و پانصد هزار بشکه نفت خریداری کرد. (درآمد ۱۴روز فروش نفت ایران)


قیمت هر بشکه نفت صادراتی ایران ۱۰۹ دلار است.


- می‌توان برای ۲۴سال به صادر‌کنندگان جایزه پرداخت کرد.


بدهی دولت برای جوایز صادراتی از سال ۸۶ تاکنون به رقم ۴۵۰میلیارد تومان شده است.


- می‌توان ۶۰۰هزار زندانی را آزاد کرد.


آن دسته از زندانی‎هایی که تعهدی کمتر از پنج‌میلیون تومان دارند.


- می‌توان ۷۵هزار کلاس درس تحویل آموزش و پرورش داد.


با ۴۰میلیون تومان می‌توان بین ۲۰ تا ۳۰ کلاس درس برای دانش‌آموزان ساخت.


- می‌توان پنج‌میلیون و ۲۰۰هزار سکه خریداری کرد.


در حال حاضر هر سکه حدود ۶۰۰ هزار تومان است.


- می‌توان ۶۰۰ میلیون پرس غذا خریداری کرد.


قیمت میانگین هر پرس غذا پنج‌هزار تومان است.


- می‌توان در یک دوره به ۶۷ میلیون نفر از شهروندان ایران یارانه داد.

نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط صفدر| |

مرژانو - قدر آقایان را بدانید

بس است فمینیست ‌بازی ! دست از سر كچل ما بردارید. آخر ما چه هیزمی به شما فروختیم (تر و خشكش پیشكش) كه با ما اینجوری می‌كنید؟! چرا چشم دیدن ما را ندارید؟! فكر كرده‌اید چه مثلاً؟! آقایان نباشند دنیا بهشت می‌شود؟!


اصلاً شما چه می‌كنید؟! خدمت سربازی كه نمی‌روید، نفقه كه به ‌مان نمی‌دهید، خرجتان هم كه الی ماشاءالله!... چه؟!

قلاب‌ بافی؟!! گل ‌چینی؟!! نمی‌خواهیم، نمی‌خواهیم، آن رومیزی‌های كج و كوله! جك و جانورهایی كه می‌سازید را هم می‌رویم از مغازه سر كوچه می‌خریم.
چرا قدر آقایان را نمی‌دانید؟! كم برا‌ی‌تان ظرف شستند؟ سوسك گرفتند؟ قدتان نمی‌رسید از آن بالا كاسه و بشقاب آوردند پایین؟
اگر اینها نباشند چه كسی به‌تان لینك می‌دهد؟ اصلاً چه كسی وبلاگ‌تان را می‌خواند؟! ندیدید می‌آیند الكی الكی قربان صدقه‌تان می‌روند و از نوشته‌هایتان تعریف می‌كنند؟! توی چت هم كه دیگه هیچی...



شما فكر كرده‌اید اگر مردها نباشند، دنیا اداره می‌شود؟! نه خانم جان! نه! این تعداد جنگ و خون‌ریزی كه در صحنه جهانی مشاهده می‌كنید، و اصلاً اینكه زمین در مدار معینی گردش می‌كند مرهون حضور آقایان در عرصه قدرت است.


اگر قدرت دست شما بود كه اصلاً آدم زنده در دنیا باقی نمی‌گذاشتید! ظرف چند روز جنگ هسته‌ای و متلاشی كردن كره خاكی و خروج آن از مدار. ما كه دیده‌ایم... وقتی دعوایتان می‌شود نزدیك است كله یكدیگر را بكنید!! باز طفلك آقایان چك و چانه هم را پایین می‌آورند.


نمی‌دانیم كدام مادر مرده‌ای این كلمه حقوق زنان را انداخت توی دهانتان؟! مگر ما چقدر حقوق می‌گیریم؟! تازه اگر بنده‌خدایی پیدا شود و خدای‌نكرده دوتا خانم را به گورآباد برساند، باید به اندازه یك مرد دیه بدهد!!
اِهِه... این دیگر چه بساطی است؟!! اعصابمان را خراب كردید! بس است دیگر...

نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط صفدر| |

Design By : Night Melody